در حال بارگذاری
دانلود اپلیکیشن

بچه غول ذهن خود را بشناسیم

مغز ما انسان‌ها از سه قسمت ناخودآگاه (مغز خزنده/ نباتی)، نیمه‌آگاه (سیستم لیمبیک/ مغز میانی) و خودآگاه (کورتکس/ نئوکورتکس) تشکیل شده است. دو بخش اول، مرکز احساسات، عواطف و هیجانات هستند و کورتکس، جایگاه عقل، منطق و استدلال است. در ذهن هریک از ما بچه‌غولی قدرتمند و درعین حال، فاقد شعور و توانایی تجزیه‌وتحلیل نهفته است که برای مدیریت‌کردنش باید با استفاده از زبان احساس با او سخن بگوییم؛ زیرا وی اساساً زبان عقل و منطق را نمی‌فهمد. درصورت شناخت و مدیریت صحیح این بچه‌غول قوی و بی‌شعور خواهیم توانست با استفاده از قدرت او به موفقیت دست یابیم و رشد و پیشرفت کنیم. از آن سوی، دلیل بسیاری از شکست‌ها و ناکامی‌های ما در حوزه‌های گوناگون زندگی‌مان این است که بچه‌غول نهفته در ذهنمان را به‌درستی نشناخته و قادر به مدیریت صحیح آن نبوده‌ایم.

مغز ما بسیار انعطاف‌پذیر است و با استفاده از این ویژگی آن می‌توانیم به‌جای مبارزه با مشکلات، فرارکردن از آن‌ها، تسلیم‌شدن دربرابرشان یا سازشگری با آن‌ها، راه درست را درپیش گیریم و با آن‌ها سازگار شویم؛ بدان معنا که درصورت حل‌نشدن مشکلات، از کنارشان عبور کنیم و از تهدیدها فرصت بسازیم.

مغز ناخودآگاه ما به‌شدت مایل به حفظ انرژی و صرفه‌جویی در مصرف آن است؛ از این روی، همواره ما را ترغیب می‌کند تا به عادت‌ها و امور تکراری بسنده کنیم و از انجام‌دادن کارهای دشوار و نیز فراگرفتن دانش و مهارت‌های جدید بپرهیزیم؛ برعکس مغز خودآگاه که به انجام‌دادن کارهای جدید و کسب دانش و مهارت‌های تازه تمایل دارد و در این راه، از مصرف‌کردن انرژی نمی‌هراسد. بدین صورت، همواره جدالی نابرابر میان مغزهای ناخودآگاه و خودآگاه برقرار است و ازطریق آشتی‌دادن آن‌ها و ایجاد رابطۀ هماهنگی و همکاری میانشان می‌توان در امور گوناگون موفق شد.

در دسته‌بندی‌ای دیگر، ساختار مغز ما انسان‌ها شامل دو نیم‌کرۀ چپ و راست است که هریک از آن‌ها دارای ویژگی‌ها و کارکردهای خاص خود هستند و افراد براساس غلبه‌داشتن نیم‌کرۀ چپ یا راست مغز در عملکردها و رفتارهایشان به دو دستۀ چپ‌مغز و راست‌مغز تقسیم می‌شوند. هرکدام از این دو گروه، ویژگی‌های خاص خود را دارند و درعین حال، با موانعی مواجه‌اند که باید با استفاده از تکنیک‌ها و راهکارهایی در رفع آن‌ها بکوشند.

جلسۀ اول
هرکدام از ما انسان‌ها در وجودمان یک بچه‌غول قدرتمند و درعین حال، فاقد شعور داریم که عامل تمام موفقیت‌ها و شکست‌هایمان است. اگر این بچه‌غول را درست بشناسیم و به‌خوبی مدیریت کنیم، می‌توانیم از قدرت او در مسیر رشد و پیشرفت خویش بهره گیریم.
جلسۀ دوم
دستگاه عصبی (مغز و نخاع) ما انسان‌ها از سلول‌های عصبی‌ای تشکیل شده است که باید ازطریق فراگرفتن دانش‌ها و مهارت‌ها ارتباط بین آن‌ها را به بیشترین میزان افزایش دهیم. پیام‌رسانی میان این سلول‌ها توسط هورمون‌های موجود بین سیناپس‌ها صورت می‌گیرد.
جلسۀ سوم
بچه‌غول نهفته درون ما موجودی قدرتمند و درعین حال، فاقد تواناییِ تجزیه‌وتحلیل است که احساس را بر عقل ترجیح می‌دهد و ازطریق شناخت و تربیت او می‌توانیم رشد و پیشرفت کنیم. بهترین راهکار برای مقابله با مشکلات، سازگاری و کنارآمدن با آن‌هاست.
جلسۀ چهارم
ازطریق شناخت و مدیریت بچه‌غول نهفته در وجودمان می‌توانیم مشکلات را حل کنیم یا با آن‌ها سازگار شویم. دربرابر مسائل و معضلات گوناگون زندگی می‌توان به‌میزانی متعادل از سازوکارهای دفاعی استفاده کرد.
جلسۀ پنجم
برای مقابله با شکست‌ها باید باورهای منفی را با باورهای مثبت جایگزین کنیم. مهم‌ترین ویژگی اختلال روزمرّگی، وجودنداشتن امید در زندگی فرد است. برای رهایی از این معضل باید هدف‌گذاری و برنامه‌ریزی داشته باشیم و زندگی‌مان را از حالت یکنواخت خارج کنیم.
جلسۀ ششم
برای تسلط بر بچه‌غول نهفته در وجودمان باید توسط زبان احساس با او سخن بگوییم و EQ را با استفاده از IQ مدیریت کنیم. مغز ما دو نیم‌کره با ویژگی‌ها و وظایف مشخص دارد که با استفاده از راهکارهایی می‌توان ارتباط میان آن‌ها را بیشتر و کورتکس را تقویت کرد.
جلسۀ هفتم
برای دستیابی به موفقیت، برخورداری از IQ و EQ به‌صورت توأمان ضرورت دارد. افراد چپ‌مغز با موانعی مواجه هستند که باید با استفاده از تکنیک‌ها و راهکارهایی در رفع آن‌ها بکوشند.
جلسۀ هشتم
راست‌مغزها نیز همچون چپ‌مغزها درکنار ویژگی‌های مثبتی که دارند، با برخی موانع مواجه‌اند که برای غلبه بر آن‌ها می‌توانند از تکنیک‌ها و راهکارهایی مؤثر بهره گیرند.
جلسۀ نهم
مغز خزنده (ناخودآگاه) درعین برخورداری از قدرت زیاد، فاقد شعور است؛ بنابراین، کورتکس باید آن را مدیریت و تربیت کند تا زیاده‌خواهی، زورگویی، محافظه‌‌کاری و کهنه‌پرستی این بخش از مغز، مانع رشد و پیشرفت ما نشود.
جلسۀ دهم
با استفاده از برخی تکنیک‌ها و مهارت‌ها می‌توانیم قدرت بسیار زیاد مغز خزنده را محدود کنیم و از این رهگذر، به هدف‌هایمان دست یابیم. بدین منظور باید نقاط ضعف مغز خزنده را بشناسیم و براساس آن‌ها میان این بخش از مغز با کورتکس، رابطۀ همکاری برقرار کنیم.
جلسۀ یازدهم
مغز میانی (لیمبیک) درپی دسنیابی به لذت‌های آنی است و عادات، احساسات، عواطف، هیجانات و حافظه را شامل می‌شود. در این بخش از مغز، منطق، تمرکز و تعهد جایی ندارد و برای تسلط‌یافتن بر آن باید فعالیت‌های کورتکسی را برایش به‌صورت لذت‌بخش و جذاب درآوریم.
جلسۀ دوازدهم
لیمبیک بر مسائل جالب، جذاب و لذت‌بخش تمرکز می‌کند. برای افزایش‌دادن تمرکز این قسمت از مغز باید ترشح هورمون‌های استرس‌زا را کاهش دهیم و با مشکلات سازگار شویم. تحریفات شناختی از مسائل مهم در لیمبیک است که تعمیم‌دهی از مصداق‌های شاخص آن به‌شمار می‌آید.
جلسۀ سیزدهم
برای سخن‌گفتن با ضمیر ناخودآگاه باید از زبان احساس، اَفعال مثبت دارای زمان حال و جمله‌های کوتاه استفاده کنیم و با این بخش از مغز سازگار شویم. تعیین هدف و تقسیم آن به واحدهای کوچک‌تر و تعیین Deadline برای هر کار، جزئی‌نگریِ ناخودآگاه را تقویت می‌کند.
جلسۀ چهاردهم
هیپوکامپوس مسئول حافظۀ ماست و آمیگدالا احساسات، عواطف و هیجاناتمان را مدیریت می‌‌کند. کورتکس، جایگاه منطق و عقل است و مسئولیت کارهای ارادی ما را برعهده دارد. برای دستیابی به موفقیت باید کورتکس را تقویت و با مغز ناخودآگاه هماهنگ کنیم.
جلسۀ پانزدهم
همکاری و هماهنگی مغزهای سه‌گانه، ثمراتی ارزشمند دارد که توسط برخی راهکارها و نیز با درنظرداشتن فیلترهای ارتباطی (به‌ویژه تحریفات شناختی) می‌توان به آن‌ها دست یافت. از آن سوی، بسیاری از مشکلات و معضلات ما در ناهماهنگی میان این سه بخش مغز ریشه دارند.