دیگر توصیههای ضروری برای افراد چپمغز بدین شرحاند:
ه) هرآنچه را فرامیگیرند، روی کاغذ نقاشی کنند تا تحقق یابد و عملی شود.
و) بهجای اینکه تمام زمانشان را برای حلکردن مسائل و مشکلات گوناگون صرف کنند، کارهای دیگری همچون نقاشی و طراحی انجام دهند تا بُعد احساسیِ وجودشان بیدار و فعال شود.
ز) بهجای اینکه یکسره گوش بدهند، قدری نگاه کنند و با دیگران ارتباط چشمی بگیرند.
ح) آرزوهای بیشتری داشته باشند و آنها را تصویرسازی کنند. بدین منظور توصیه میشود این افراد رمان و داستان بخوانند تا خلاقتر شوند. بهترین زمان برای انجامدادن این تصویرسازی، قبلاز خواب است؛ زیرا در این هنگام، امواج مغزی ما در حالت آلفا قرار میگیرند که بهترین فرصت برای یادگیری است.
ط) با انسانها، حیوانات، گیاهان، اشیا و موضوعات گوناگون ارتباط برقرار کنند تا از حالت انزوا خارج شوند و فعالیت مغزشان افزایش یابد.
ی) دیگران را دوست بدارند، به آنان احترام بگزارند، از آنها قدردانی کنند و دراِزای کارهای خوبی که انجام میدهند، برایشان پاداش درنظر بگیرند؛ درعین حال، خودشان را بیشتر دوست داشته باشند و در درجۀ اول، تمام این کارها را برای خودشان انجام دهند. درمجموع، این افراد باید خود را بر دیگران تقدم بخشند و بهمیزانی که برایشان مقدور است، درحق دیگران گذشت کنند؛ نه بیشاز آن.
تا اینجا دربارۀ چپمغزها و ویژگیهای گوناگونشان سخن گفتیم و راهکارهایی را برای بهبود زندگی و عملکرد آنان بهدست دادیم. در ادامه، این بحث را درخصوص راستمغزها پی میگیریم و موانع و تقویتکنندههایشان را برمیشمریم. همانگونه که پیشتر گفتیم، این گروه، افرادی احساسی، برونگرا، خلاق و دارای زبان بدن قوی هستند. آنان باید خوب گوشکردن به حرفهای دیگران، همدلی با آنان و مطالعه را تمرین کنند. درنتیجۀ اقداماتی از این دست، ارتباط میان دو نیمکرۀ مغز این اشخاص تقویت میشود و بنابراین، آنها تصمیمهای بهتر و درستتری میگیرند، بیشتر میفهمند و راحتتر با مشکلات کنار میآیند. انسانهای راستمغز دارای موانعی بدین شرحاند:
نخست، آنکه نظامداشتن زندگی را بهمعنای محدودیت آن میدانند و بدین سبب، گاه از آن سر میپیچند؛ حال آنکه باید سعی کنند تاحدودی قانونمند و منظم شوند.
دوم، آنکه توجه به جزئیات را مایۀ اتلاف وقت میشمرند و از این روی، در انتخاب هر چیزی خوببودن آن بهصورت کلی برایشان کافی است. این افراد براساس احساساتشان عمل میکنند و سپس با استفاده از کورتکس درصدد توجیه عملکرد خویش برمیآیند؛ مثلاً وقتی یک خودکار را میخرند و بعد متوجه میشوند آن خودکار از کیفیت مناسب برخوردار نیست، برای توجیهکردن انتخاب نادرستشان چنین استدلال میکنند که درعوض، زیبا یا ارزان است.
سوم، آنکه برعکس افراد منطقی، به مطالعه و یادداشتبرداری، چندان تمایلی ندارند؛ بنابراین، کمتر مطالعه میکنند و درصورت مطالعهکردن، چون میخواهند سریع پیش بروند، یادداشتبرداری را ضروری نمیدانند؛ حال آنکه لازم است ازطریق یادداشتکردن اطلاعات، آنها را وارد حافظۀ کوتاهمدت کنیم تا از آنجا به حافظۀ بلندمدت راه یابند.
چهارم، آنکه از ریاضیات گریزاناند و آن را خستهکننده میدانند؛ درحالی که لازم است گاهی به آن بپردازند تا منطق و کورتکس آنان قویتر شود.
به راستمغزها توصیه میشود:
الف) تا آنجایی که زمان به آنها اجازه میدهد، جدول کلمات متقاطع حل کنند تا تمرکزشان افزایش یابد و کورتکسشان تقویت شود؛ همچنین جدولهای سودوکو و پازلها گزینههایی مناسب برای این اشخاص هستند. آنان میتوانند ازطریق حفظکردن شمارهتلفنهای دیگران، مغز منطقیشان را رشد دهند.
ب) کارهای روزانۀ خود را با جزئیات مشخص و یادداشت کنند و پساز انجامدادن هر کار، در لیستی که نوشتهاند، کنار آن تیک بزنند تا هورمون نشاطآور دوپامین در بدنشان ترشح شود. در این صورت، هیچ کاری ازقلم نمیافتد و فرد دچار استرس نمیشود.
ج) وقتی کسی با آنان صحبت میکند، هم خوب و بادقت گوش بدهند و هم مطالب را به حافظۀ خود بسپارند. این افراد باید از قطعکردن حرفهای طرف مقابل و نظردادنِ بیموقع دربارۀ موضوع بپرهیزند. بهتر است آنان مطالب مهمی را که میشنوند، بنویسند تا وارد حافظۀ کوتاهمدت و سپس حافظۀ بلندمدتشان شود.
د) برای تقویت کورتکس، افکار منطقی و پیامهای مثبت را در ذهنشان تقویت کنند. ازطریق نوشتن این افکار و پیامها میتوان آنها را قوّت بخشید و در عمق وجود خویش نهادینه کرد.
ه) هنگام مطالعهکردن، حتماً خلاصهبرداری کنند و از عجلهکردن برای بیشتر و سریعترخواندن بپرهیزند.
و) برای انجامدادن هر کاری آن را به مراحل کوچکتر تقسیم کنند تا به نتایج مطلوب دست یابند؛ به دیگر سخن، افراد راستمغز باید بهمنظور تقویت کورتکس، ابتدا هدفشان را تعیین و سپس آن را به واحدهای خُرد تقسیم کنند تا با گذراندن مراحلی آن را تحقق بخشند؛ مثلاً اگر میخواهند یک کتاب سیصدصفحهای را طی ده روز مطالعه کنند، این هدف کلان را به واحدهایی کوچکتر، یعنی مطالعۀ سی صفحه کتاب در هر روز تقسیم کنند تا در پایان روز دهم، موفق به خواندن کل کتاب شده باشند. چون مغز خزندۀ ما به انجامدادن کارهایی با انرژی کم تمایل دارد، هدفهای خُرد برایمان دستیافتنی خواهند بود و ازطریق نایلشدن به آنها درنهایت خواهیم توانست به هدف کلان خویش جامۀ عمل بپوشانیم. از آنجا که کورتکس به اعداد و ارقام علاقه دارد، بسیار مهم است که از ابتدای فرایند انجامدادن هر کاری تاریخ پایانیافتن (Deadline) آن را حتماً تعیین کنیم.
ز) بازیهای فکری و پازل انجام دهند؛ چون این بازیها بهنوعی مرتبط با احساسات هستند.
ح) مهارتهای مدیریتی را بیاموزند.
ط) سخنرانی کنند و کنفرانس بدهند تا بیان شفاهیشان تقویت شود.
ی) هنگام گردش در طبیعت، از حس شنواییشان نیز بهره گیرند تا مهارت شنیداری آنان افزایش یابد.
صوت جلسه
فایل های مرتبط
# | عنوان | دریافت |
1 | خلاصه بچه غول ذهن خود را بشناسیم جلسه هشتم | دریافت فایل |