در حال بارگذاری
دانلود اپلیکیشن

جلسۀ سیزدهم: بچه غول ذهن خود را بشناسیم

ضمیر ناخودآگاه ما فیلترهای قوی ذهنمان است. به‌طور کلی، ذهن ما انسان‌ها فیلترهای زیادی دارد که اجازه نمی‌دهند چیزی را از دیگران دریافت کنیم یا به آنان بدهیم. ناخودآگاه ما فیلترهای ارتباطی‌مان را می‌سازد. این فیلترها درواقع، باورهای قوی و عاداتی هستند که در ما وجود دارند و نمی‌گذارند احساسات دیگران را درک کنیم. حال، اگر بخواهیم با ناخودآگاه افراد ارتباط یابیم و به دیگر سخن، در شخصیت آنان نفوذ کنیم، باید زبان ضمیر ناخودآگاه، یعنی زبان احساس را فراگیریم و از آن استفاده کنیم؛ اما مشکل این است که متأسفانه در بسیاری از مواقع، به‌وسیلۀ زبان منطق با ناخودآگاه دیگران سخن می‌گوییم و از این رهگذر، فیلترینگ را در وجود آنان فعال می‌کنیم. این قاعده نه‌تنها دربارۀ دیگران، بلکه فراتر از آن، درخصوص خودمان نیز صدق می‌کند؛ بدان معنا که وقتی می‌خواهیم خود را اصلاح کنیم و عادات بدمان را کنار بگذاریم، باید توسط زبان احساس با ضمیر ناخودآگاهمان حرف بزنیم؛ نه به‌وسیلۀ زبان منطق. در تمام فیلترهای ارتباطی از زبان منطق استفاده می‌شود. این فیلترها بسیار زیادند و ازجمله مهم‌ترینشان موارد ذیل را می‌توان برشمرد: برچسب‌‌‍زدن، انتقادکردن، سرزنش‌کردن، اسم‌گذاشتن، تشویق نادرست و مخرب، استدلال‌های نابجا، نصیحت‌کردن، امید واهی دادن، تهدید، توهین، تمسخر، تذکردادن، بیان اصول اخلاقی، و خواندن آیات و احادیث برای فرد خطاکار. به‌جای همۀ این کارهای نادرست باید ازطریق به‌کارگیری زبان احساس با ضمیر ناخودآگاه خودمان و دیگران سخن بگوییم. بدین منظور می‌‌توانیم از تکنیک‌هایی بدین شرح برای ایجاد ارتباط مؤثر با ناخودآگاه بهره گیریم:

- همدلی‌کردن به‌جای همدردی؛

- گوش‌کردن فعال؛

- انتقال‌دادن پیام‌هایمان با استفاده از شیوه‌های غیرشفاهی و به‌ویژه زبان بدن؛

- القاکردن مطالب موردنظر به مخاطب؛

- دستیابی به محبوبیت و مقبولیت در نگاه دیگران؛

- شناخت شخصیت فرد (درون‌گرا/ برون‌گرا و سمعی/ بصری/ لمسی) و سخن‌گفتن با وی براساس نوع آن.

یازدهم، آنکه ضمیر ناخودآگاه، افعال منفی را نمی‌فهمد؛ بنابراین، در ارتباط با آن باید همواره از افعال مثبت استفاده کنیم؛ مثلاً هنگام صحبت‌کردن با فرزندمان به‌جای «ندو!» بگوییم: «آهسته برو!» و به‌جای «دروغ نگو!» بگوییم: «راست بگو!».

دوازدهم، آنکه ضمیر ناخودآگاه، کم‌شنواست؛ از این روی، هنگام سخن‌گفتن با آن باید جمله‌های تأکیدی و القایی را با صدای بلند بر زبان بیاوریم.

سیزدهم، آنکه حافظۀ کوتاه‌مدت ضمیر ناخودآگاه، ضعیف است؛ بنابراین، جمله‌های طولانی را نمی‌فهمد و برای سخن‌گفتن با آن باید از جمله‌های کوتاه استفاده کنیم. هرقدر جمله‌ها کوتاه‌تر باشند، مؤثرتر خواهند بود؛ مثلاً به‌جای جملۀ «من از فردا ورزش خواهم کرد» بگوییم: «ورزش می‌کنم».

چهاردهم، آنکه ضمیر ناخودآگاه از هر مطلب یا مهارت جدید، فراری است؛ چون برای فراگیری آن‌ها انرژی مصرف می‌شود؛ از این روی، برای آموختن مطالب و مهارت‌های جدید باید آن‌ها را به واحدهای کوچک تقسیم کنیم تا مغز خزنده با ما مخالفت نکند.

پانزدهم، آنکه باید از جنگیدن با ضمیر ناخودآگاه بپرهیزیم و عملکرد ما در ارتباط با آن ازنوع تدریجی و قطره‌چکانی باشد.

شانزدهم، آنکه منظور از برقرارکردن ارتباط با دیگران، دقیقاً عبارت است از ایجاد رابطه با ضمیر ناخودآگاه و شخصیت آنان و به دیگر سخن، عاداتشان. این فرایند ازطریق همدلی با دیگران و درک احساساتشان به‌جای استفاده از سازوکارهایی نادرست مانند مقابله با آنان و سرزنش و نصیحت‌کردنشان تحقق می‌یابد.

هفدهم، آنکه ضمیر ناخودآگاه به‌رغم برخورداری از قدرت بسیار زیاد، به‌راحتی فریب می‌خورَد؛ بنابراین، با استفاده از مواردی که به‌عنوان پاشنۀ آشیل این بخش از مغز ذکر شد، می‌توانیم بر آن تسلط یابیم و بدین صورت، با مسائل و مشکلات گوناگون سازگار شویم.

هجدهم، آنکه برای درهم‌شکستن قدرت ضمیر ناخودآگاه و تسلط‌یافتن بر آن باید این چهار نکته را درنظر داشته باشیم: به آن احترام بگزاریم، دوستش بداریم، به آن پاداش بدهیم و از آن قدردانی و سپاسگزاری کنیم. از این رهگذر، قادر خواهیم بود ضمیر ناخودآگاهمان را تحت فرمان کورتکس درآوریم.

نوزدهم، آنکه ایجاد تغییر در ضمیر ناخودآگاه، زمان‌بر است و گاهی ماه‌ها و حتی سال‌ها طول می‌کشد؛ بنابراین نباید انتظار داشته باشیم که طی مدت‌زمانی کوتاه بتوانیم ویژگی‌های منفی را در وجودمان ازبین ببریم و ویژگی‌‌های مثبت را جایگزین آن‌ها کنیم.

بیستم، آنکه ضمیر ناخودآگاه و مشخصاً لیمبیک ما «مغز راست‌گو» نامیده می‌شود؛ چون اصلاً دروغ نمی‌گوید؛ برعکس کورتکس که «مغز دروغ‌گو» نام دارد؛ بنابراین، وقتی فردی دروغ می‌گوید، رفتارها و زبان بدنش دروغ‌گویی او را تأیید می‌کنند.

بیست‌ویکم، آنکه محتویات ضمیر ناخودآگاه در دسترس ما نیست و به همین سبب، در بسیاری از مواقع نمی‌توانیم خودمان را تغییر دهیم؛ البته با استفاده از برخی تکنیک‌ها می‌توانیم این محتویات را به‌دست آوریم و از این رهگذر، علل بروز بسیاری از مشکلات برایمان مشخص شود تا درصدد حل آن‌ها برآییم.

بیست‌ودوم، آنکه مهم‌ترین محتویات ضمیر ناخودآگاه ما بدین شرح‌اند: عادات (اعم‌از دانش و مهارت‌ها)، تجارب، نگرش‌ها، ارزش‌ها و باورها؛ بنابراین، ضمیر ناخودآگاه را به انبار بزرگی می‌توان تشبیه کرد که داشته‌های ما در آن قرار دارد.

بیست‌وسوم، آنکه ضمیر ناخودآگاه ما با سرعت، صمیمیت و رفاقت بسیار زیاد دارد و از کُندی بیزار است؛ بنابراین، به اموری همچون مطالعه و فراگیری دانش و مهارت‌های جدید، به‌سبب زمان‌بربودن آن‌ها چندان تمایل و علاقه‌ای نشان نمی‌دهد. حال، اگر بتوانیم همکاری لیمبیک و کورتکس را تقویت کنیم، از انجام‌‌دادن کارهای زمان‌بر لذت خواهیم برد.

بیست‌وچهارم، آنکه ضمیر ناخودآگاه ما به‌شدت با پیشرفت و موفقیت مخالف است؛ چون برای تحقق‌بخشیدن آن‌ها باید انرژی زیادی صرف شود؛ بر این اساس، بسیاری از ما به‌رغم تلاش فراوان به نتیجۀ مطلوب موردنظرمان دست نمی‌یابیم؛ زیرا ناخودآگاهمان دچار مشکلاتی است که در نخستین گام باید در حل‌کردن آن‌ها بکوشیم. بدین منظور باید عملکرد کورتکس و لیمبیک را با یکدیگر هماهنگ و به دیگر سخن، توسط کورتکس، رضایت ناخودآگاه را جلب کنیم تا از قدرت بسیار زیاد آن در مسیر رشد و پیشرفت خویش بهره گیریم.

بیست‌وپنجم، آنکه مهم‌ترین فعالیت ضمیر ناخودآگاه، صیانت از نفس و تأمین بقای ماست؛ لذا این بخش از مغز، مسئولیت رفتارهای دفاعی و لذت‌جویانۀ ما را برعهده دارد.

بیست‌وششم، آنکه ضمیر ناخودآگاه به‌شدت کلی‌نگر است؛ چون برای واکاوی جزئیات، ناگزیر از مصرف انرژی خواهد بود. برای تقویت جزئی‌نگری در این بخش از مغز باید هدفمان را تعیین و به بخش‌های کوچک تقسیم کنیم و برای کارهایمان تاریخ پایان (Deadline) درنظر بگیریم.

بیست‌وهفتم، آنکه این بخش از مغز ما درک درستی از زمان‌های گذشته و آینده ندارد و فقط زمان حال را می‌فهمد؛ بنابراین، هنگام سخن‌گفتن با آن باید از جمله‌‌های کوتاه دارای افعال زمان حال استفاده کنیم؛ مانند: «مطالعه می‌کنم» به‌جای «من از هفتۀ آینده، مطالعه را شروع خواهم کرد».

بیست‌وهشتم، آنکه همۀ تحریفات شناختی (برداشت‌های نادرست) مانند تعمیم‌دادن از ضمیر ناخودآگاه و مشخصاً لیمبیک سرچشمه می‌گیرند.

بیست‌‌ونهم، آنکه 95 درصد از تصمیم‌های ما در ناخودآگاهمان ریشه دارند؛ بنابراین، منطقی نیستند و به شکست می‌انجامند. برای اینکه تصمیم‌های درست بگیریم و موفق شویم، باید ناخودآگاه را به استخدام خودآگاه درآوریم و از قدرت آن بهره گیریم.

سی‌ام، آنکه هرگونه احساس خوب، اعم‌از شوق، هیجان، محبت، انگیزه و شادی از ضمیر ناخودآگاه برمی‌آید.

سی‌ویکم، آنکه هرنوع احساس بد، اعم‌از ناامیدی، شکست، غم، افسوس، نگرانی، تنفر، اضطراب و استرس نیز از ضمیر ناخودآگاه نشئت می‌گیرد. با توجه به این دو ویژگی اخیر، ناخودآگاه می‌تواند ما را به اوج ببرد یا بر زمین بکوبد.

سی‌ودوم، آنکه ضمیر ناخودآگاه ما در تصمیم‌گیری‌هایمان نقشی مهم و مؤثر دارد؛ از این روی باید بسیار مراقب باشیم که این بخش از مغزمان دارای ساختار مثبت باشد.

سی‌وسوم، آنکه همۀ تصمیم‌‌های ما حتی اگر منطقی و خودآگاه باشند و از کورتکس برآیند، حتماً از گذرگاه ناخودآگاهمان عبور می‌کنند و از آن اثر می‌پذیرند؛ بنابراین، هرگز نباید با ضمیر ناخودآگاه از درِ دشمنی درآییم و مقابله کنیم.

سی‌وچهارم، آنکه ضمیر ناخودآگاه، شامل همۀ حافظه و اندوخته‌های ذهنیِ ما، اعم‌از دانش و مهارت‌هاست.

سی‌وپنجم، آنکه ترشح هورمون‌های نشاط‌آور و استرس‌زا به‌فرمان ناخودآگاه صورت می‌گیرد.

سی‌وششم، آنکه ناخودآگاه ما در وضعیت بحرانی، برای مواجهه با مشکلات، از سازوکارهای مبارزه، فرار یا تسلیم استفاده می‌کند که هرسه نادرست‌اند. به‌جای آن‌ها باید مشکلات را بپذیریم و با آن‌ها سازگار شویم و کنار بیاییم.

سیستم لیمبیک، چهار بخش دارد:

الف) تالاموس: این واژه دارای ریشۀ یونانی و در لغت به‌معنای اتاق است. تالاموس، یک هستۀ بیضی‌شکل خاکستری با طول سه سانتی‌متر و ضخامت 1.5 سانتی‌متر است که اطلاعات مغز را رِله و به دیگر سخن، پردازش آن‌ها را تقویت می‌کند؛ همچنین در تنظیم خواب و بیداری ما نقش مؤثر دارد.

ب) هیپوتالاموس: این قسمت به‌اندازۀ یک بادام‌زمینی است و بین تالاموس و هیپوفیز قرار دارد. این بخش کوچک، مدیر تمام غدد داخلی بدن است و تنها یک درصد از ساختار مغز ما را به خود اختصاص می‌دهد؛ اما درعین حال، رئیس هیپوفیز است و عملکردش را تعیین می‌کند. هیپوتالاموس چهار قسمت قُدامی، خَلفی، میانی و خارجی دارد که هرکدامشان دارای وظایفی مشخص هستند. مهم‌ترین نقش هیپوتالاموس، هِموستازیِ بدن (ایجاد حالت سالم متعادل) است.

صوت جلسه

00:00 00:00

فایل های مرتبط

# عنوان دریافت
1 خلاصه بچه غول ذهن خود را بشناسیم جلسه سیزدهم دریافت فایل

برای دوستان خود ارسال کنید.

از طریق زیر می توانید این مطلب را برای دوستان خود ارسال کنید.

واتساپ تلگرام