مغز ما بهسبب برخورداربودن از ویژگی انعطافپذیری، قادر به پذیرفتن اندیشهها، مهارتها و دانش جدید است؛ بدان معنا که میتواند عادات و افکار نادرست را کنار بگذارد و عادات و افکار صحیح را جایگزینشان کند، با وضعیت جدید سازگار شود و از تهدیدها فرصت بسازد. فرایند تبدیل تهدید به فرصت، مصداقی بارز برای ضربالمثل «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد» است و از این رهگذر، رشد و پیشرفت ما در مسیر زندگی تحقق مییابد؛ البته بدین منظور باید هنر ریسککردن داشته باشیم و درعین حال، از ریسکهای دارای خطر زیاد بپرهیزیم.
علت شکستخوردن ما انسانها در موقعیتهای گوناگون زندگی، آموزهها، باورها و نگرشهای نادرستی است که در ضمیر ناخودآگاهمان ذخیره شده و درطول سالیان متمادی، لایههای مختلف شخصیت ما را بهوجود آوردهاند. برای مقابله با این شکستها باید بهتدریج (نه یکباره)، دادههای منفیِ رسوبکرده در ذهنمان را پاک کنیم و دادههای مثبت را بهجای آنها قرار دهیم.
درکنار عقل و منطق، احساسات نیز از ضروریات زندگی ما بهشمار میآیند و بدون آنها قطعاً نابود خواهیم شد؛ چنانکه مثلاً وقتی دستمان به یک ظرف داغ میخورَد و درمعرض خطر سوختن قرار دارد، احساس به ما فرمان میدهد که سریع، دست خود را عقب بکشیم؛ نه عقل و منطق؛ بنابراین، نه احساسیبودن شخص، نقطهضعف او محسوب میشود و نه منطقیبودنش امتیاز وی بهشمار میآید. اگر احساسات وجود نداشتند، قطعاً ما انسانها ازبین میرفتیم.
ضمیر ناخودآگاه ما بهشدت کهنهپرست است؛ از این روی، در نگهداشتن مطالب قبلی، اعماز درست و نادرست تعصب دارد و با آموزههای جدید مخالفت میکند؛ زیرا پرداختن به هر چیز جدیدی نیازمند مصرفکردن انرژی مضاعف است. درمقابل این رویکرد، ما باید دادههای خوب، درست و مفید را حفظ و دادههای منفی، بیفایده و آسیبرسان را حذف کنیم. بدین منظور، لازم است به ندای درونمان گوش بدهیم تا برمبنای آن، کورتکس ما برنامهای را برای حذف افکار نادرست و بلااستفاده تنظیم کند و دراختیار لیمبیک بگذارد؛ در غیر این صورت، تمرکز و آرامش ذهن خود را ازدست خواهیم داد و در انجامدادن هیچ کاری موفق نخواهیم شد.
یکی از اختلالهای پیچیدهای که امروزه، بسیاری از انسانها با آن درگیرند، روزمرّگی (Daily Life/ Routineness) نام دارد که در تعریفی مختصر و مفید میتوان آن را عبارت از تکرار روزها بدون وجود هیچ امیدی دانست. مانند تمام اختلالهای روانیای که انسانها به آنها مبتلا میشوند، روزمرّگی نیز ازنوع تکعاملی نیست و چند عامل بهصورت مشترک، آن را ایجاد میکنند؛ بنابراین، تشخیص و درمان این اختلال و بهطور کلی، تمام اختلالهای روانی، بسیار دشوارتر از معالجهکردن بیماریهای جسمی است. در وجود فرد مبتلا به این اختلال، احساسات میمیرند و هیچ شور، حرکت، امید و انگیزهای برای ادامهدادن زندگی باقی نمیمانَد؛ بهگونهای که وی دیگر از انجامدادن هیچ کاری لذت نمیبَرَد؛ حتی اگر بسیار موفق باشد. این شخص دیگر رشد فردی ندارد و تمرکز ذهنیاش را ازدست میدهد؛ درنتیجه شکست میخورَد و آرامش روانیاش ازبین میرود.
برای دچارنشدن به این اختلال باید در زندگیمان هدف و برنامه داشته باشیم و هدفهای کلان را به واحدهای خُرد تقسیم کنیم تا دستیافتنیتر و واقعیتر شوند. دیگر راهکار بسیار مؤثر آن است که زندگیمان را از حالت یکنواخت خارج کنیم و چالشهایی را برای خود بهوجود آوریم تا برای گذر از آنها امیدوار باشیم و بکوشیم. روزمرّگی را میتوان به مرگ تدریجی تشبیه کرد؛ زیرا در آن، گونهای درجازدن را تجربه میکنیم و دوپامین در وجودمان ترشح نمیشود. بهمنظور مقابله با این معضل باید موفقیتهای خود را کُددار کنیم و درپی دستیابی به هریک از هدفهای خُردی که تعریف کردهایم، به خودمان پاداشی هرچند کوچک بدهیم. تیکزدن کنار هر هدف خُردِ محققشده در جدول اهداف و پاداشدهی به خودمان موجب ترشح دوپامین در وجود ما خواهد شد. برخلاف آنچه تصور میشود، تقسیمکردن هدف کلان به بخشهای کوچک باعث میشود سریعتر به هدف نهاییمان برسیم. یکی از مهمترین علائم روزمرّگی این است که به آنچه داریم، قانع شویم و برای بهدستآوردن چیزی بیشاز آن تلاش نکنیم؛ بنابراین، برای درمان این اختلال باید پساز کسب هر موفقیتی بهدنبال دستیابی به سطحی بالاتر از آن باشیم و بدین منظور، درحد توانمان بکوشیم. برخی راهکارهای مؤثر دیگر برای رهایییافتن از این معضل بدین شرحاند:
- افکارمان را عوض کنیم.
- برای خودمان اوقات فَراغت درنظر بگیریم و در آن زمان، هیچگونه کار رسمیای انجام ندهیم.
- اعضای خانواده را غافلگیر و خوشحال کنیم.
- تا آنجایی که میتوانیم، از افراد منفینگر فاصله بگیریم.
- در زندگیمان تغییرهایی بهوجود آوریم (مثل عوضکردن دکوراسیون منزل و یا محل نشستن خودمان و دیگر اعضای خانواده برسر میز یا سفره برای صَرف غذا).
- ورزش کنیم.
- مطالعه کنیم.
- به مکانهای جدید سفر کنیم.
- مهارتهای تازه یاد بگیریم.
- بهجای غرقشدن در گذشته، برای ساختن آیندۀ بهتر برنامهریزی کنیم.
صوت جلسه
فایل های مرتبط
# | عنوان | دریافت |
1 | خلاصه بچه غول ذهن خود را بشناسیم جلسه پنجم | دریافت فایل |