در متون متأخر نگاشتهشده درحوزۀ مهدویت نقل شده است فرد کاسب و بازاریای با شغل تولید و فروش صابون که ظاهراً بسیار شیفتۀ امام زمان- أَرواحُنا فِداه- بود، برای تشرُّف به پیشگاه آن حضرت و زیارت ایشان با عالِمی همراه شد. در مسیر حرکت، باران شدیدی باریدن گرفت؛ به همین سبب، فرد بازاری پیوسته سرش را بهسمت مسیر طیشده برمیگرداند و بهخاطر صابونهایی که برای خشکشدن روی بام گذاشته بود، ابراز نگرانی میکرد؛ از این روی، وقتی آن عالِم برای ورود او به خیمۀ ولیِ عصر- سلام الله علیه- از ایشان کسب اجازه کرد، آن حضرت نپذیرفتند و وی را «مردی صابونی» خواندند که بهدلیل درسرداشتن دغدغۀ کسبوکار اینجهانی، شایستگی تشرُّف به پیشگاه آن امام والامقام را ندارد. این پاسخ نشان میدهد حضور در پیشگاه صاحبالزمان- عَجَّلَ اللهُ تَعالیٰ فَرَجَهُ الشَّریف- توفیقی منوط به نظر لطف آن حضرت به هریک از ما شیعیان است و هیچ کس نمیتواند مدعی شود برحسب اراده و اختیار خویش به این ساحت متعالی، تشرُّف مییابد و با حجتالله ملاقات میکند؛ بنابراین، اگر شخصی چنین ادعایی کرد، باید بیدرنگ رد و تکذیبش کنیم و به سخن بیاساس او وقعی ننهیم. دیگر نکتۀ مهم مُستَفاد از این تجربه آن است که هیچکدام از ما شیعیان اجازه نداریم باورمندان به وجود شریف امام زمان- أَرواحُنا فِداه- را محک بزنیم و نقد کنیم؛ اما خودمان بهعنوان مدعیان ارادت و محبت به پیشگاه والای ایشان باید بکوشیم تا مانند آن مرد صابونی، هنگام قرارگرفتن درمعرض امتحانهایی برای سنجش عیار اعتقاد و ادعایمان، در دلکندن از غُلوزنجیر مادّیات، ناتوان نباشیم و خالصانه و مخلصانه برای اثبات آنچه بر زبان میآوریم و نشان میدهیم، تلاش کنیم.
