در حال بارگذاری
دانلود اپلیکیشن

جلسهٔ دوم: مدرسۀ غدیرآگاهی

یکی از توجیهات قابل توجه درخصوص رفتارشناسی علمای امامیه درطول تاریخ، وجودداشتن جریان رقیب درکنار آن‌ها و نیز اختناق و تنگنای سیاسی‌ای است که هریک از آنان درطول مسیر حیات و رشد تشیع با آن مواجه بوده‌اند؛ بنابراین نمی‌توان دربارۀ تمام رفتارهای عالمان امامی در دوره‌های مختلف، یک حکم واحد صادر کرد. بررسی آثاری ازنوع رساله‌های عملیِ شیعه در دوره‌های مختلف نشان می‌دهد که موضوعاتی خاص در برخی دوره‌ها چندان موردتوجه نبوده‌اند و برعکس، در برخی دوره‌های دیگر، به‌میزانی چشمگیر به آن‌ها پرداخته شده است. با توجه به آنچه گفتیم، وضعیت سیاسی- اجتماعی دوران حیات هریک از عالمان امامیه قطعاً در نوع حرکت و اقدامات آنان نقش مؤثر و تعیین‌کننده داشته و یکی از امور دارای نقش حیاتی در نظرگاه‌های عالمان ما و ابرازشان در مجامع و مواریث علمی، همین تعاملات و تعایش‌های آنان با جریان‌های غیراِمامی و اهل خِلاف بوده است. وقتی عالِم امامی در جامعه‌ای اقلیت محسوب می‌شود و با انواع مکاتب و ملل و نِحَل ارتباط وثیق دارد، خودآگاه یا ناخودآگاه، نگرش و نظرهای معرفتیِ او از آنان اثر می‌پذیرد و این اثرپذیری گاه به‌شکل مراعات جریان مقابل به‌رغم باورنداشتن آن نمود می‌یابد. از این منظر می‌توان گفت هر مدرسه‌ای (مانند کوفه، بغداد، حِلّه و رِی) در جهت‌دهی به باورهای فکریِ عالمان یک دوره و منطقۀ خاص دربارۀ یک موضوع واحد، نقش اساسی دارد. وجود نقص در برخی تعریف‌های ذکرشده دربارۀ امامت، ناشی از آن است که عالمان امامیه‌ای که این تعریف‌ها را بیان کرده‌اند، در عصر و جامعۀ معتزلیان می‌زیسته یا استادان و شاگردان معتزلی داشته و بدین سبب، به‌لحاظ تربیتی- فکری یا ناگزیر، ازباب مراعات جریان رقیب، متأثر از جریان اعتزال بوده‌اند؛ به‌ویژه زمانی‌که جامعۀ امامی به پختگی و کمال لازم نرسیده بوده است. از این منظر می‌توان گفت گاه امامت موردنظر ما ازنوع برون‌دینی است و در آنجا ناظر به اِسکات (ساکت و آرام‌کردن) خصم یا عرضۀ رقیق‌ترین شکل از باورداشت خویش هستیم؛ حال آنکه در امامت درون‌دینی و مشخصاً شیعی، مسائلی همچون اسکات خصم، موضوعیتی ندارند و صرفاً درصدد بررسی معارف و معالم امامتی در کانون، خیمه و کیان امامیِ خویش هستیم. نوع نگاه ما به ظرف امامت و نیز ظرف مأمومان و دوران حرکتیِ آنان بر تعریفی که از مفهوم امامت داریم، اثر می‌گذارد. امام‌شناسی در فرهنگ امامیه، دقیقاً با شناخت فرد دربارۀ نظام خلقت و انسان‌شناسی مرتبط است. اگر انسان‌شناسی ما منحصر به این عالَم باشد، نیاز ما به امام، صرفاً در این عالَم معنا خواهد یافت؛ اما چنانچه برای زندگی انسان، سِیری قائل شویم که این عالَم، صرفاً یکی از مراحل میانیِ آن است، در این دایرۀ وسیع، حضور امام و جریان امامت، چیزی فراتر از ریاست عامه خواهد بود و براساس ادبیات دینیِ ما امام دارای ولایتی است که سه مرحلۀ قبل‌از خلقت، مقارن با خلقت و پس‌از خلقت را دربر می‌گیرد.

ویدیو جلسهٔ دوم

صوت جلسهٔ دوم

00:00 00:00

برای دوستان خود ارسال کنید.

از طریق زیر می توانید این مطلب را برای دوستان خود ارسال کنید.

واتساپ تلگرام