یکی از شاخههای مهم مدیریت فردی (کنترلکردن اعضا و جوارح، نفس و وجود خویش) که بهلحاظ تربیتی ارزش و اهمیت فراوان دارد، مدیریت زبان است که در تعریفی مختصر و مفید میتوان آن را عبارت از توانایی ایجاد فاصله میان ذهنیات و هیجانات با سخنان خود توسط نیروی عقل دانست. در این فاصله، ما تصمیم میگیریم از گفتن چه مطالبی خودداری کنیم و چه چیزهایی را، چقدر و به چه کسانی بگوییم تا بعداً از گفتههایمان پشیمان نشویم؛ زیرا جبران نگفتهها بسیار آسانتر از جبران سخنان نابجایی است که بر زبان میآوریم. ناتوانی در مدیریت زبان، نشانۀ ضعف عقل است و ازمنظر دین، انسان عاقل باید در برخی موقعیتها قادر به صُموت (سکوت اختیاری بهرغم آگاهی از مسائل) باشد. عوامل بیرونیای که در مدیریت زبان به فرد کمک میکنند، عبارتاند از: خانواده، مدرسه، قانون و دین. همۀ ما باید درکنار فن بیان که در محیط بیرون از خانه کاربرد دارد، آرایش زبان را نیز بیاموزیم و آن را در تعامل با اعضای خانوادۀ خود بهکار گیریم. شخصی قادر به مدیریتکردن زبان خویش است که بلوغ روانی یافته باشد. سکوت همیشه خوب و مثبت نیست؛ بلکه مشخصاً دو سکوت منفی و مذموم وجود دارد که باید از آنها بپرهیزیم: یکی سکوت مهار پاسخ و دیگری سکوت تحقیری.
ویدیو جلسهٔ نود و چهارم
صوت جلسه
فایل های مرتبط
| # | عنوان | دریافت |
| 1 | فایل متنی جلسۀ 94 | دریافت فایل |
