در ادامۀ مطالب پیشین، بحث را با موضوع تربیت دینی و صیانت پی میگیریم. یکی از واژههای پرکاربرد در ادبیات دینی ما «صیانت» است که همراه با دو واژۀ «صائن» و «مصون»، یک مثلث معنایی را تشکیل میدهد. صیانت یعنی برنامهریزی برای حفظ و مدیریت مخاطب بهمنظور رساندن وی به مطلوبی که برای دستیابی به آن خلق شده است. این فرایند، برنامه و سیکل رفتاری باید در بازهای از زمان صورت گیرد؛ نه بهشکل دفعهای و یکباره. صیانتشوندگان میتوانند فرزندان، دانشآموزان، شرکتکنندگان در جلسات مذهبی و بهطور کلی، همۀ کسانی باشند که ما راعی تربیتیشان هستیم. در اینجا منظور از مطلوب، آن چیزی است که موردنظر شارع، یعنی خداوند متعال باشد. در فرایند صیانت، والدین، صائن هستند و فرزند، مصون است. در ادبیات دینی ما از پدر و مادر خواسته شده است فرزند خویش را صیانت کنند؛ یعنی برنامهریزی تربیتیای برای زمانها، مکانها و کارهای او داشته باشند. از این منظر، صیانت با آزادی مطلق تضاد دارد؛ بدان معنا که وقتی کسی را صیانت میکنیم، معتقد نیستیم که او باید در فضایی کاملاً آزاد بار بیاید. فرزند ما باید مصون باشد و این مصونیت ازطریق برنامهریزی تحقق مییابد. صیانت، یک فعل مبتنیبر آگاهی است و بهترین منبعی که این آگاهی را به ما میدهد، وحی است. در مرتبۀ بعد میتوان از عقل و علم برای آموختن شیوۀ صحیح صیانت بهره گرفت. فرایند صیانت در حوزههایی همچون افکار، رفتارها، ارتباطات، شنیدنیها و خوردنیها محقق میشود.
مفهوم مقابل صیانت، آزادی بیقیدوشرط است که در تعریفی مختصر و مفید میتوان آن را عبارت از تعییننکردن هیچگونه حدومرز و قیدوبندی برای دیگری دانست؛ بهگونهای که او هر کاری دوست داشت، انجام دهد؛ اما این معنا از آزادی را نباید با مفهوم ارزشمند حرّیت (آزادگی) که در ادبیات دینی ما دارای جایگاهی متعالی است، اشتباه گرفت؛ زیرا حرّیت (آزادگی) با آزادی بیقیدوشرط تفاوت بنیادین دارد و نقطۀ مقابل آن، رِقّیَت (بندگی) است که با مفاهیم والای عبودیت و تعبد، اساساً تفاوت دارد؛ چون عبودیت و تعبد را دربرابر شارع بهجای میآوریم و رقّیت درمقابل غیرخدا واقع میشود. انسان حرّ، تنها برای خدا بندگی میکند و بندۀ غیرخدا نیست؛ پس صیانت با عبودیت، کاملاً قابل جمع است و کسی که عبد خدا باشد، خود را صیانت میکند تا غیرخدا بهعنوان معبود وارد قلبش نشود. با توجه به آنچه گفتیم، تربیت، فرایندی مستلزم برنامهریزی است و با آزادی مطلق سازگاری ندارد. مخالفان با تفکر صیانت در تربیت، اشکالهایی بدین شرح را درخصوص این موضوع مطرح کردهاند:
الف) انسان در محیط بسته، محدود میشود و در محیط باز رشد میکند: در پاسخ به این شبهه میتوان گفت اصولاً مفهوم صیانت با محیط بسته تفاوت دارد و مشخصاً بهمعنای مدیریت مبتنیبر فهم و آگاهی است. از آن سوی، محیط باز لزوماً فضایی مناسب برای رشدکردن نیست. فرزند ما در محیط مصون رشد میکند و بهتدریج، صیانت از خود را نیز فرامیگیرد.
ب) تربیت صیانتی ازنوع گلخانهای است و انسان را دربرابر حوادث، مصونیت نمیبخشد: در پاسخ به این شبهه میتوان گفت اساساً تشبیه تربیت صیانتی به پرورش گلخانهای صحیح نیست و بهطور کلی، در استدلال نباید از تمثیل و تشبیه استفاده کرد. در تربیت صیانتی، تمام جوانب و امور درنظر گرفته میشود و نوع نگرش و عملکرد، بسیار فراتر از پرورش گلخانهای است.
درمجموع، امروزه در فضاهای گوناگون جامعه همچون مدرسهها و کتابها گونهای مخالفت با تربیت صیانتی مشاهده و بر ضرورت آزادی تربیتی تأکید میشود؛ حال آنکه در فرایند تربیت باید مبنایی مشخص داشته باشیم تا براساس آن از بروز مشکلات بعدی جلوگیری شود.