هریک از ما والدین، مربّیان و معلمان که مسئولیت تربیت افراد دیگری را در کانون خانواده یا جامعه برعهده داریم، در نخستین گام باید در رشد و ارتقای معرفت خویش بکوشیم تا بهلحاظ آگاهی از برخی مسائل ضروری که اقتضاهای جامعۀ امروز هستند، از متربیان خویش عقب نمانیم و براساس این مسائل، در تجهیز و صیانت فضای تعلیموتربیت بکوشیم. یکی از مفاهیم بسیار کلیدی و مهمی که باید درخصوص آن به شناخت کافی دست یابیم، آزادی است که درحوزۀ تربیت فرزندان و حدود و اختیارات آنان اهمیت فراوان مییابد و باید کاملاً مشخص باشد. ازجمله مراجع تعیینکنندۀ این آزادی، پیماننامۀ حقوق کودک، معروف به پیماننامۀ پکن را میتوان نام برد که طبق مادۀ سیزدهم آن، کودک حق آزادی ابراز عقیدۀ خویش را بهصورت مطلق دارد. این حق، حوزههای جستوجو، دریافت و رساندن اطلاعات و عقاید از هر نوع، در هر قالب و ازطریق هر رسانهای بهانتخاب او را شامل میشود؛ اما با مبانی دینی ما و مشخصاً مباحثی همچون امانتبودن کودک و لزوم حراست و حفاظت از وی همخوانی ندارد و تربیت دینی را متوقف میکند. برمبنای این بند، قانون جنسیتزدایی در بسیاری از مدرسههای اروپایی اجرا میشود که برای اعتمادسازی، ایجاد امنیت روانی و احترامگزاردن به حقوق والدین همجنسگرا تصویب شده است؛ حال آنکه مدرسهداری، مقولهای اجتماعی است و نمیتوان چنین قوانینی را در آن اجرا کرد که نهتنها با دین، بلکه با موازین اخلاقی نیز تناسبی ندارند. درمجموع، آزادیهایی از این دست برای کودکان با نظام تربیت دینی سازگار نیستند و سامانۀ تعلیموتربیت را نمیتوان بدین صورت پیش برد. درحوزۀ بازیهای رایانهای، بازی Wild City که در کشور ما به Clash of Mafia معروف است و بهویژه پسران نوجوان به آن علاقۀ فراوان دارند، بهلحاظ تربیتی، تبلیغکنندۀ همجنسگرایی درمیان نوجوانان است. دیگر مصداق آزادیهای موردبحث را در اخبار بیانگر رشد فزایندۀ آمار تغییر دین و اعلام عمومی این مسئله میتوان یافت که ازنظر معتقدان به آزادی، بسیار طبیعی جلوه میکند. تمام مواردی که بهعنوان نمونه برشمردیم، براساس مبنای فکری خاصی شکل گرفتهاند و هدفی مشخص را دنبال میکنند.
در کشور ما تأکید بر آزادی و نقش آن در تربیت دینی، پیروان فراوانی دارد که درمجموع، پنج مبنا را برای اثبات نظر خویش مطرح میکنند:
الف) آزادی، مقولهای ذاتی و منطبق با فطرت انسان است.
ب) در محیط آزاد، قدرت تصمیمگیری افزایش مییابد.
ج) اگر فرزندانمان را آزاد تربیت نکنیم، نمیتوانند در دنیای آزاد امروز زندگی کنند.
د) اِعمال محدودیت در تربیت، خاص حیوانات است و انسان باید آزاد تربیت شود.
ه) اگر میخواهیم فرزندانمان از آزادی روح و روان برخوردار باشند، باید آنها را آزاد تربیت کنیم.