در این سلسله جلسات، درصدد پاسخگویی به این پرسش بنیادین هستیم که چه نسبتی میان آزادی و تربیت دینی وجود دارد. در جامعۀ امروز، والدین، مربّیان و معلمان باید درحوزۀ تعلیموتربیت، از ویژگی اِنحِدار برخوردار باشند؛ بدان معنا که آموزههای تربیتی را بر سر فرزندان بریزند و بهتعبیری ببارانند. کسانی که معتقد به آزادی در تربیت انسان هستند، ادعاهایی دارند که بهرغم زیبابودن ظاهرشان باید آنها را نقد کنیم تا درنهایت، قادر به بیان دیدگاه خودمان باشیم. برپایۀ آموزههای مکتب دین، انسان سه سرمایۀ ارزشمند دارد: اختیار، عقل و فطرت الهی که هرسه درپرتو وجود حجتالله و هادی مشتعِل میشوند و حرکت میکنند. منظور از اختیار نه صِرف انتخاب، بلکه مشخصاً گزینش خیر است و بر این اساس، آزادی درخصوص انسانی مطرح میشود که انتخابِ خیر میکند؛ البته انسان دارای این سه سرمایۀ ارزشمند، محدودیتهایی بدین شرح نیز دارد که با آزادی پیوند یافتهاند: او خودمَدار است، حبّ نفس دارد و بهدنبال منافع خویش است؛ همچنین از عوامل بیرونی اثر میپذیرد و برخی عوامل درونی مثل نفس امّاره هم مشوق وی به پیگیری منافعش هستند. این محدودیتها تئوری آزادی مطلق انسان سرمایهدار را نقض میکنند. مفهوم کلیِ «آزادی» بر دو بخش تقسیم میشود: یکی «آزادی از»، یعنی رهایی از امور منفی مانند ستم و استعمار؛ دیگری «آزادی برای» که بر هدفگذاری آزادی متمرکز است. درحوزۀ تربیت دینی، «آزادی از» داریم؛ مانند آزادی انسانها از اِصر و غلوزنجیر که در قرآن کریم ذکر شده است. در جامعۀ ما برخی افراد طرفدار آزادی مطلقاند که اوصافی بدین شرح دارد: نخست، آنکه دستیابی به آن ممکن نیست؛ دوم، آنکه نامطلوب است و به بیان روشنتر، به آزادیهای دیگران لطمه میزند؛ زیرا با آنها تداخل و تزاحم دارد و برایشان مشکل ایجاد میکند؛ بنابراین باید به فرزندانمان آزادیهایی بدهیم که در آزادیهایی که آنان در آینده خواهند داشت، مشکل ایجاد نکنند؛ از این روی، محدودکنندههای آزادی ضرورت مییابند که عبارتاند از: قانون، انضباط، آداب و دین. با اطمینان کامل میتوان گفت مهمترین مکتبی که به بحث دربارۀ آزادی انسان پرداخته، شریعت است. در تربیت دینیِ سلیم، دربارۀ سهگانهای بهنام حرّیت، ولایت و تعبد سخن گفته میشود که آگاهی از آن برای زندگیکردن در جامعۀ اومانیست امروزی ضرورت انکارناپذیر دارد.
00:00
00:00