کشاورز پساز کاشتن یک نهال کوچک و ضعیف باید از آن دربرابر خطرها و آسیبهای گوناگون محافظت کند تا سرانجام، روزی این نهال به درختی پربار و تنومند با ریشههای استوار تبدیل شود. به همین صورت، در فرایند تعلیموتربیت نیز کودکان و نوجوانان (اَحداث) همانند نهالهایی هستند که لازمۀ رشدکردنشان محافظت از آنهاست. از اینجا بحثی بسیار مهم بهنام تربیت صیانتی شکل میگیرد که با تربیت گلخانهای تفاوت بنیادین دارد و در تعریفی مختصر و مفید میتوان آن را بهمعنای محافظت و مراقبت از نهالهای کوچک و ضعیف وجود فرزندان دربرابر تهدیدها، نگرانیها و مشکلات بیرونی بهمنظور جانگرفتن آنها و قوّتیافتن ریشهها و استحکام ساقههایشان برای زندگیکردن در محیط حقیقیِ بیرونی دانست. اگر چنین صیانتی انجام نشود و فرزندان در دورههای کودکی و نوجوانی به حال خودشان رها شوند تا تجربه کنند و یاد بگیرند، قطعاً دچار آسیبها و صدمات فراوانی خواهند شد که جبران آنها دشوار و گاه غیرممکن است.
