در حال بارگذاری
دانلود اپلیکیشن
مراسم محرم ۱۴۰۵
پایان یافته

مراسم محرم ۱۴۰۵

مرور تاریخ حَماسۀ کربلا و عملکرد اصحاب امام حسین- علیه السّلام- باید به‌منظور برگرفتن آموزه‌های اخلاقی- تربیتی و استفاده از آن‌ها در زندگی انجام شود. مهم‌ترین پیام قیام عاشورا آن است که در تمام ساحت‌های زندگی خود، لحظه‌ای از امام زمانمان غافل نشویم.

  • دوشنبه، 25 خرداد 1405
  • الی پنج شنبه، 04 تیر 1405
  • از ساعت 18:00 الی 19:20
  • سخنران: دکتر علیرضا هَزار
  • محرم

تاریخ، یکی از مهم‌ترین منابعی است که ازطریق مطالعۀ آن می‌توانیم تجربیات و دستاوردهای ارزشمند فراوان کسب کنیم؛ از این روی، همۀ ما باید در هر موقعیت و با هر میزان تحصیلات در رشته‌های مختلف بکوشیم تا از تاریخ عبرت بگیریم؛ بدان معنا که درپی خواندن مطالب و به‌دست‌آوردن تجارب، از گذشته عبور کنیم و با دستان پُر به زندگی امروز برسیم. در فرایند مطالعۀ تاریخ اسلام و مشخصاً حَماسۀ عاشورا می‌توانیم از معصومان- علیهم السّلام- و در سطحی پایین‌تر، از اصحاب گرامی ایشان عبرت بگیریم. در متون تاریخ اسلام، واژۀ «اَصحاب» (جمع مکسّر صحابی) فراوان مشاهده می‌شود؛ چون هریک از معصومان- علیهم السّلام- برای خود، اصحابی داشته‌اند. در فرهنگ سقیفه، اصحاب پیامبر- صلّی الله علیه و آله- عبارت از همۀ کسانی هستند که سعادت دیدار ایشان را داشته و هرگز مرتکب خطا نشده‌اند؛ حال آنکه در مکتب غدیر، این عنوان مشخصاً به کسانی اطلاق می‌شود که آن حضرت را دیده یا در زمان ایشان زندگی می‌کرده‌اند و مرگشان به سعادت و اطاعت پیغمبر- صلّی الله علیه و آله- رسیده است؛ به‌طوری که شخص رسول‌الله- صلوات الله علیه- یا امیرالمؤمنین- علیه السّلام- سلامت آنان را تأیید کرده باشند. شناخت اصحاب اهل‌بیت- علیهم السّلام- و نقش آن‌ها در گسترش‌دادن دین برای ما بسیار مفید است؛ چون اگر آنان نبودند، اسلام وجود نداشت. اصحاب سیدالشهدا- علیه السّلام- دو ویژگی شاخص دارند که باید آن‌ها را خوب بشناسیم: نخست، آنکه اباعبدالله- علیه السّلام- ایشان را تأیید کرده و فرموده است اصحابی بهتر از آنان سراغ ندارد؛ بنابراین می‌توانیم از شخصیت‌های والای آن‌ها عبرت بگیریم؛ دوم، آنکه مقامشان به‌قدری بالاست که به ما امر شده در زیارت عاشورا هنگام درودفرستادن بر امام حسین- علیه السّلام- به آن بزرگواران نیز درود بفرستیم و در پایان، از خدا بخواهیم ما را همراه با آن امام والامقام و اصحاب گرانقدرشان ثابت‌قدم بدارد. در ادامه، تعدادی از اصحاب سیدالشهدا- علیه السّلام- را به‌اختصار معرفی می‌کنیم تا از این رهگذر، به شناختی نِسبی درخصوص ایشان دست یابیم و از آنان و عملکردشان عبرت گیریم.
ابوثُمامۀ صَیداوی: او از اصحاب بسیار خاص اباعبدالله- علیه السّلام- بود و درزمرۀ تابعین پیامبر- صلوات الله علیه- نیز قرار داشت؛ همچنین در تمام جنگ‌های امیر مؤمنان- علیه السّلام- شرکت کرد و آن حضرت را یاری داد. در توصیف شخصیت وی دو ویژگی شاخص را برشمرده‌اند: یکی درایت و دیگری کیاست. فراتر از جنگاوری ابوثمامه، در بحث امانت‌داریِ مالی، اهل‌بیت- علیهم السّلام- به او اعتقاد و اعتماد استوار داشتند و بر همین اساس، پیش‌از ماجرای کربلا وی از اصحاب خاص مسلم بن عقیل در کوفه و مسئول مالیِ این نهضت بود؛ همچنین با توجه به تبحر او در شناخت سلاح‌ها مسئولیت خریداری تسلیحات به وی واگذار شد. با توجه به آنچه گفتیم، شیعۀ امیرالمؤمنین- علیه السّلام- باید به‌لحاظ مالی، پاکدست باشد و همواره بهترین سلاح‌ها، اعم‌از علم، آبرو، ادوات جنگی و مانند آن‌ها را به‌دست آورَد. دیگر ویژگی مهم این صحابی سیدالشهدا- علیه السّلام- که همۀ ما شیعیان باید آن را سرمشق خویش قرار دهیم، این بود که او در عرصۀ یاری‌دادن امام زمانش همواره در جای درست ایستاده و آمادۀ انجام‌دادن وظایف خود و دفاع از ایشان بود.
مسلم بن عَوسَجه: وی از اصحاب جوان رسول خدا- صلّی الله علیه و آله- و مردی وجیه، دارای نفوذ کلامیِ چشمگیر در جامعه، ثروتمند و درعین حال، بسیار متواضع بود. او در زمان خلفای اهل سنت در فتح آذربایجان شرکت کرد و همسرش درکنار امیرالمؤمنین- علیه السّلام- امور مربوط به بانوان را پیش می‌بُرد. مسلم شیفتۀ امیر مؤمنان- علیه السّلام- بود؛ چنان‌که همواره فضایل و مناقب ایشان را نقل می‌کرد. او در روز هفتم محرّم، همراه خانواده‌اش از مسیر رودخانه، خود را به اباعبدالله- علیه السّلام- رساند و در روز تاسوعا با سخنانش به آن حضرت و بانو زینب کبریٰ- سلام الله علیها- قوّت‌قلب فراوان داد. وی نخستین فرد از اصحاب سیدالشهدا- علیه السّلام- بود که در روز عاشورا به شهادت رسید. مسلم مقام و مرتبه‌ای چنان عالی داشت که حضرت صاحب‌الزمان- أَرواحُنا فِداه- سال‌ها بعد در زیارتنامه‌ای برای امام حسین- علیه السّلام- و اصحاب ایشان بر وی درود فرستاده و او را ستوده‌اند.
یزید بن ثُبَیط و یزید بن مسعود: این دو صحابی وفادار اباعبدالله- علیه السّلام- انسان‌هایی دارای تمکن مالی و نیز جایگاه، نفوذ و تأثیر اجتماعی قابل توجهی بودند و افراد متعددی را تحت فرمان خود داشتند که می‌توانستند با استفاده از آن‌ها لشکریانی بزرگ را فراهم آورند. آنان عراقی و ساکن بصره بودند و هرکدامشان چند قبیله را دراختیار داشتند. امام حسین- علیه السّلام- به هردوی آن‌ها نامه نوشت و درخواست کرد که به ایشان ملحق شوند. یزید بن ثبیط به‌محض دریافت نامۀ امام زمانش آمادۀ سفر شد و همراه خانواده و تعدادی از افراد قبیلۀ خود به‌سرعت به‌سمت کربلا حرکت کرد تا اینکه سرانجام به آن حضرت پیوست. این عملکرد صحیح و اقدام بموقع او بیانگر پیامی آموزنده بدین شرح است که عجله همیشه بد و از شیطان نیست و برعکس، گاه ضروری و ازجانب خداوند رحمان است. اصولاً یکی از اوصاف مهم انسان عاقل، تنظیم‌کردن وقت برای تصمیم‌هایش و انجام‌دادن هر کاری در زمان درست آن است. درواقع، یزید بن ثبیط چون طالب یاری‌دادن امامش بود، توانست به این هدف خود برسد؛ درمقابل، یزید بن مسعود باوجود دریافت‌کردن نامه‌ای با همین مضمون یاری‌خواهی ازطرف سیدالشهدا- علیه السّلام- در حرکت به‌سمت آن حضرت تعلل و تأخیر کرد و درنهایت، پس‌از گردآوردن عِدّه و عُدّۀ فراوان برای ملحق‌شدن به ایشان راهیِ کربلا شد؛ ولی زمانی به مقصد رسید که خیلی دیر شده بود و امام حسین- علیه السّلام- و یاران والامقامشان به شهادت رسیده و اعضای خانوادۀ آن حضرت به اسارت برده شده بودند. درواقع، او به‌رغم علاقه و ارادت‌داشتن به امام زمانش مرتکب خطایی جبران‌ناپذیر به‌نام تسویف شد و بدین سبب، تا پایان عمر می‌گریست؛ البته تسویف همیشه بد و نادرست نیست و به‌طور کلی، برمبنای عقل خود می‌توانیم تصمیم بگیریم که در هر کاری تعجیل کنیم یا تسویف. از منظری دیگر می‌توان گفت یزید بن ثبیط به توفیق نصرت اباعبدالله- علیه السّلام- دست یافت؛ حال آنکه یزید بن مسعود از این توفیق، بی‌نصیب ماند.
بشیر حَضرَمی: در منابع تاریخی، دربارۀ دلاوری و جنگاوریِ این شخص، چیزی نوشته نشده است؛ ولی او کاری بسیار ارزشمند در یاری‌دادن امام زمانش انجام داد که درخور ذکر و تحسین فراوان است. در روز عاشورا بشیر همراه یکی از پسرانش در نبرد با دشمنان اهل‌بیت- علیهم السّلام- حضور داشت که ناگهان خبر آوردند پسر دیگرش در ری به اسارت گرفته شده است. امام حسین- علیه السّلام- به وی اجازه دادند برای نجات‌دادن فرزندش به ری برود؛ ولی او نپذیرفت و از آن حضرت جدا نشد. این عملکرد شایسته و پسندیدۀ بشیر موجب شد حضرت صاحب‌الزمان- أَرواحُنا فِداه- در زیارت ناحیه بر وی درود فرستند و از پروردگار یکتا بخواهند از او به‌سبب دفاع از اباعبدالله- علیه السّلام- تشکر کند. این ماجرا نشان می‌دهد گاه ممکن است هریک از ما شیعیان راستین درنتیجۀ باور و ایمان استوارمان سخنی چنان بجا، پسندیده و شجاعانه را بر زبان آوریم که ازمنظر دین، خداوند متعال و حجت‌الله ارزش فراوان داشته باشد و نظر لطف و عنایت حق- تعالیٰ- و خاندان پاک معصومان- علیهم السّلام- را به‌سمت ما و زندگی‌مان جلب کند.
نصر بن ابی‌نِیزَر: پدر وی فرزند نجاشی (فرمانروای حبشه) و از یاران پیامبر- صلّی الله علیه و آله- و امیرالمؤمنین- علیه السّلام- بود و خود نصر درزمرۀ شهدای بزرگ کربلا قرار دارد. او از هنگام حضور اباعبدالله- علیه السّلام- در مکه، همراه خانواده‌اش با ایشان راهی کربلا شد و در نخستین حملۀ دشمنان در روز عاشورا به شهادت رسید. شخصیت ستوده و عملکرد پسندیدۀ وی و پدرش بیانگر این پیام برای همۀ ما شیعیان است که فراتر از رنگ و نژاد، ایمان و باور قلبی به دین و مذهب اهمیت فراوان دارد و از این منظر، تمام شیعیان در سراسر جهان به‌سبب داشتن اعتقادات مشترک، با یکدیگر همکُفو و دارای پیوند استوار و قرابت انکارناپذیرند.
عَمرو بن قَرَظۀ انصاری: پدر وی از یاران و همراهان وفادار رسول خدا- صلّی الله علیه و آله- بود و دو پسر به نام‌های علی و عمرو از دو همسر خویش داشت. عمرو بن قرظۀ انصاری، فردی متفکر و دارای زندگی‌ای مبتنی‌بر خِرَد، فهم و شعور بود و به‌ویژه به‌سبب ازدواج با بانویی شایسته به موفقیتی چشمگیر دست یافت؛ حال آنکه برادر بزرگ‌ترش، علی بن قرظۀ انصاری، بسیار متغیر و دم‌دمی‌مزاج بود و به‌تعبیری تکلیفش با خودش مشخص نبود؛ چون براساس عقل تصمیم نمی‌گرفت و زندگی نمی‌کرد. عمرو پس‌از کسب اجازۀ میدان از امام حسین- علیه السّلام- مشتاقانه جنگید تا اینکه سرانجام، بعداز به‌قتل‌رساندن افراد زیادی از سپاه دشمن، خود به شهادت رسید و به مقامی چنان عالی دست یافت که حضرت ولیِ عصر- سلام الله علیه- در زیارت ناحیه بر وی درود فرستاده‌اند؛ حال آنکه برادرش، علی در لشکر مقابل شمشیر می‌زد و هنگامی‌که سیدالشهدا- علیه السّلام- عمرو را به بهشت بشارت داد، او با وقاحت تمام، آن حضرت را دروغ‌گو خواند؛ بدین ترتیب، علی بن قرظه فرصت بازگشت به مسیر صحیح را ازدست داد و درنهایت، به‌دست زُهَیر کشته شد.
وَهَب بن وَهَب انصاری: وی در آغاز، مسیحی بود؛ ولی پس‌از ملاقات با امام حسین- علیه السّلام- در مسیر عزیمت ایشان از مکه به‌سمت کربلا، به‌دعوت آن حضرت، مسلمان شد و همراهشان به‌طرف کربلا حرکت کرد. درست است که وهب دیر شروع کرد؛ ولی چون تصمیمی بجا و صحیح گرفت و در آن مدت کوتاه، همواره درکنار امام زمانش بود، سرانجام به فیض والای شهادت در روز عاشورا دست یافت و رستگار شد.
سعد بن حارث انصاری و حَتوف/ ابوحَتوف بن حارث انصاری: این دو برادر، ابتدا درزمرۀ سپاهیان عمر بن سعد قرار داشتند؛ ولی به‌محض شنیدن ندای «هَل مِن ناصِرٍ یَنصُرُنی؟» از حضرت اباعبدالله- علیه السّلام- به ایشان پیوستند و در رکابشان جنگیدند تا اینکه سرانجام به شهادت رسیدند. آنان فرصتی را که برایشان پیش آمده بود، مغتنم شمردند و تصمیمی گرفتند که تمام زندگی‌شان را تغییر داد؛ بنابراین، ما عزاداران سیدالشهدا- علیه السّلام- نیز باید به تأسی از ایشان فرصت‌هایمان را ازدست ندهیم و از آن‌ها به‌منظور رشد و ارتقای معنوی خویش و جبران‌کردن خطاهای گذشته بهره گیریم.
رَباب/ رُباب: وی سومین همسر امام حسین- علیه السّلام- و مادر سکینه و علی‌اصغر- علیهما السّلام- بود و در واقعۀ کربلا حضور داشت. جد این بانو مسیحی بود و از این جهت می‌توان او را همانند نرجس‌خاتون- سلام الله علیها- مادر بزرگوار امام زمان- أَرواحُنا فِداه- دانست. حضرت سیدالشهدا- علیه السّلام- به این بانو علاقۀ فراوان داشت؛ به همین سبب، او را سکینه می‌خواند و اشعاری نیز برایش سروده بود. عملکرد بانو رباب در حَماسۀ کربلا چنان شایسته بود که در تاریخ، ماندگار شد.
زُهَیر بن قَین: وی از اصحاب شاخص و برجستۀ امام حسین- علیه السّلام- و فردی بسیار فرهیخته، پخته، سَخته و پرثمر بود که در دوران میان‌سالی در حَماسۀ کربلا حضور یافت و به درجۀ والای شهادت رسید. برخلاف آنچه برخی ادعا می‌کنند، زهیر همواره محبّ اهل‌بیت- علیهم السّلام- بود و هیچ نشانی از عثمانی‌بودن نداشت. او محور و سلسله‌جنبان سپاه اباعبدالله- علیه السّلام- در کربلا به‌شمار می‌آمد و برای آن حضرت، جایگاهی همچون مالک اشتر و عمّار یاسر نزد امیرالمؤمنین- علیه السّلام- داشت. پس‌از آنکه سیدالشهدا- علیه السّلام- او را به نبرد عاشورا فراخواند، همسرش که درواقع، بهترین رفیقش بود، وی را به پذیرش این دعوت ترغیب کرد تا اینکه درنهایت، زهیر به مقامی رسید که امام عصر- سلام الله علیه- در زیارت ناحیه از او یاد کرده و به وی درود فرستاده‌اند.
شوذَب بن عبدالله هَمدانی و عابس بن ابی‌شبیب شاکری هَمدانی: این دو نفر از اصحاب مشهور اباعبدالله- علیه السّلام- درمیان شیعیان و هردو اهل یمن و از قبیلۀ همدان بودند. عابس و شوذب به‌محض آگاهی‌یافتن از مضمون نامۀ یاری‌خواهانۀ سیدالشهدا- علیه السّلام- تصمیم گرفتند با ایشان همراه شوند و چون سوارکارانی ماهر بودند، نامۀ مسلم بن عقیل را که حاوی خبر بیعت مردم با امام بود، به‌سرعت به آن حضرت رساندند؛ سپس در تمام مسیر حرکت اباعبدالله- علیه السّلام- تا کربلا ملازم با ایشان بودند تا اینکه در روز عاشورا پس‌از نبردی دِلیرانه با سپاه دشمن به شهادت رسیدند. این دو صحابی امام حسین- علیه السّلام- مقامی چنان والا داشتند که حضرت ولیِ عصر- أَرواحُنا فِداه- در زیارت ناحیه بر آنان درود فرستاده است. از مهم‌ترین صفات اخلاقیِ عابس و شوذب که شایسته است ما شیعیان در احرازشان به آن‌ها تأسی جوییم، می‌توان بلندنظری آنان را ذکر کرد.
بُرَیر بن خُضَیر هَمدانی: وی پیرمردی از اصحاب امام حسین- علیه السّلام- بود و پیش‌از آن نیز درزمرۀ یاران قدیمی امیر مؤمنان- علیه السّلام- قرار داشت. او مردی بسیار زاهد، باتقوا و موقعیت‌شناس بود و در مسجد جامع کوفه به‌فرمان امیرالمؤمنین- علیه السّلام- تعلیم‌دادن دین به مردم را برعهده داشت؛ علاوه‌بر آن، هم قرآن و اخلاق تدریس می‌کرد و هم خودش قاری (مفسر) این کتاب آسمانی بود. در مسیر کربلا و حَماسۀ عاشورا بریر ازجانب سیدالشهدا- علیه السّلام- مسئولیت سخنرانی را به‌عهده داشت و حتی دربرابر عمر سعد سخنرانی کرد. این صحابی گرانقدر حجت‌الله همواره در جای درست ایستاده بود و وظایفش را چنان‌که باید و شاید، انجام می‌داد.
 

درمجموع، مهم‌ترین و دقیق‌ترین مطلب ازمیان اقوال و افعال اصحاب امام حسین- علیه السّلام- که در این سلسله جلسات به معرفی مختصر آن‌ها و بررسی عملکردشان پرداختیم، سخن مسلم بن عوسجه است که در لحظۀ شهادت از دوست خود، حبیب خواست امام زمانش را تنها نگذارد. ما شیعیان نیز باید به تأسی از این کلام گرانقدر، حتی لحظه‌ای از امام زمانمان غافل نشویم و اجازه ندهیم پرتوهای خورشید وجود مبارک ایشان در هیچ‌یک از ابعاد و ساحت‌های زندگی‌مان، اعم‌از تحصیل، کار، عزاداری، روضه‌خوانی، ازدواج، پدری، مادری، همسری و... کم‌فروغ شود؛ زیرا دین ما به‌اندازۀ پیوندمان با صاحب‌الزمان- أَرواحُنا فِداه- معنادار است و بر این اساس باید چنان رفتار و عمل کنیم که ایشان از ما راضی و خشنود باشند.

ویدیو مراسم محرم ۱۴۰۵

صوت شب اول

دانلود صوت شب دوم

صوت شب سوم

صوت شب چهارم

صوت شب پنجم

صوت شب ششم

صوت شب هفتم

صوت شب هشتم

صوت شب نهم

صوت شب دهم

صوت شام غریبان