بازۀ سنّیِ دو تا ششسالگی، دوران کودکیِ اول نام دارد. در این دوران، کودک به کشف مسائل گوناگون، بسیار علاقهمند است و از این رهگذر به رشد فعالانه دست مییابد. لذت و نشاط ناشی از این کشف را آشکارا در فعالیتهای کودکان میتوان مشاهده کرد. چنانچه احتمال بدهیم فرایند کشف، موجب آسیبدیدن کودک میشود، باید با استفاده از راهکار پیشگیری، او را از انجامدادن کار موردنظرش بازداریم یا یک کشف جایگزین را به او پیشنهاد بدهیم؛ ولی در غیر این صورت باید زمینۀ مساعد را برایش فراهم آوریم تا ازطریق کشف به رشد و شکوفایی برسد. یکی از ویژگیهای بسیار طبیعی در دوران کودکیِ اول، چیرگی (تسلط) است که نباید آن را بر لجبازی کودک حمل کرد؛ چون هدف وی از رفتارهایی از این دست، صرفاً افزایشدادن اعتماد خویش به والدین است. کسب تجربههای بیشتر در این دوران، باعث افزایش و بهبود فرایندهای پردازش و ابداع در مغز کودک خواهد شد. بازیکردن والدین با کودکان بهشیوۀ صحیح در رشد و تقویت آنان نقشی اساسی ایفا میکند. مسئلۀ مهم در این فرایند، سالمبودن بازی و دستیابی کودک به حس نشاط است؛ نه اینکه لزوماً از اسباببازی استفاده شود. لایۀ زیرین تمام رفتارهای کودکان، هیجانهای آنهاست؛ از این روی، والدین باید این هیجانها را خوب و کامل بشناسند و تعاملهای خویش با فرزندانشان را براساس آنها تنظیم کنند. منشأ آشفتگی هیجانات کودکان، رفتارها و تفکر والدین است؛ بنابراین، بهمنظور حل مشکلات کودکان، والدین باید در وهلۀ نخست، در اصلاح اندیشهها و رفتارهای خویش بکوشند.