در حال بارگذاری
دانلود اپلیکیشن

نقش والدین در اصلاح رفتار کودکان

یکی از معضلات اساسی در خانواده‌ها، رفتارهای نامناسب کودکان (فرزندان در بازۀ سنّیِ چهار تا دوازده سال) است. برای حل این مشکل، والدین در وهلۀ نخست باید طی روندی تدریجی، رفتارهای خود با فرزندانشان را تغییر دهند تا در گام بعدی، رفتارهای نادرست فرزندان اصلاح شود. در این فرایند، نوع بازخورد و واکنشی که پدر و مادر به رفتارهای گوناگون کودکان نشان می‌دهند، بسیار مهم و تعیین‌کننده است و رفتارهای بعدیِ آنان را رقم می‌زند؛ از این روی، به‌جای تعریف و تمجید بی‌فایده از کودک، جایزه‌دادن به او یا تشویق‌کردن وی با استفاده از شیوه‌های نادرست باید مشخصاً بر عملکرد صحیح او متمرکز شویم و حامی آن باشیم تا انگیزۀ ارتکاب رفتار صحیح را در وجودش تقویت کنیم و مانع روی‌آوردن وی به رفتارهای اشتباه همچون رقابت‌کردن با دیگران شویم؛ همچنین باید از کنترلگری یا تنبیه کودک به‌شدت بپرهیزیم؛ چون این شگردهای نادرست، موجب گرایش فرزندمان به ارتکاب رفتارهای خلاف واقع برای جلب رضایت ما می‌شوند. درنهایت، تربیت صحیح کودکان از آنان انسان‌هایی انگیزه‌مند خواهد ساخت که فارغ از دغدغۀ پاداش‌گرفتن یا تنبیه‌شدن، به‌دلیل برخورداری از دو ادراک ارزشمند خودشایستگی و خودکنترلی، براساس انگیزه‌های درونی‌شان همواره کار درست را انجام خواهند داد.

جلسۀ اول
برای ایجاد تغییر در رفتار کودک، ابتدا رفتار والدین باید تغییر کند. در بازخورددهی به فرزندان به‌جای ارزیابی، تشویق نادرست و جایزه‌دادن باید از شیوۀ گفت‌وگو و سؤال‌کردن استفاده کنیم.
جلسۀ دوم
توجه والدین به کودکان باید به‌ویژه در فضای رفتارهای بدون مشکل تحقق یابد. در تعامل با کودکان باید کار تربیتی و کار آموزشی را از یکدیگر تفکیک کنیم و مقررات را به‌جای نگاه کنترلگر به‌کار گیریم.
جلسۀ سوم
توسط برخی شگردها و تمرین‌ها می‌توان گفت‌وگو و تعامل با فرزند را به‌سمت رشد و کمال او سوق داد. تعامل با فرزند باید به‌گونه‌ای باشد که وی در مهارت تصمیم‌گیری پیشرفت کند و از قدرت انتخاب برخوردار شود.
جلسۀ چهارم
مسائل و مشکلات موجود در شخصیت و رفتار فرزندان به‌میزانی زیاد در عملکرد والدین و بازخوردهای نادرستشان به رفتارهای گوناگون آنان ریشه دارد. بازخورد صحیح والدین دربرابر خطاهای فرزندان، سبب رشد معنوی آن‌ها می‌شود.
جلسۀ پنجم
چنانچه خطاهایی که فرزند ما مرتکب می‌شود، به‌صورت مزمن درآیند، باید از روش چهارمرحله‌ایِ حل مسئله استفاده کنیم. تشویق به‌عنوان بازخوردی دربرابر کارهای خوب فرزند باید به‌شیوۀ درست انجام شود و با باج‌دهی تفاوت دارد.
جلسۀ ششم
در فرایند رشد و پیشرفت کودکان باید آنان را از رقابت‌کردن با یکدیگر برحذر داشت. انگیزه‌مندشدن ما انسان‌ها از نیازهایمان سرچشمه می‌گیرد و هرم نیازهای انسانی، شامل نیازهای کمبودی و وجودی است. ایجاد انگیزه در فرزندان درحوزۀ نیازهای وجودی معنا می‌یابد.
جلسۀ هفتم
تربیت فرزندان باید با هدف رشد همه‌جانبۀ آنان و تمرکز بر نیازهای وجودی‌شان صورت گیرد. فرزند باید رفتارهای نادرست خود را اصلاح کند؛ هرچند همواره برای والدین، قابل احترام و موردعلاقه است. نباید از ابزار دوست‌نداشتن فرزند برای اصلاح رفتارش استفاده کرد.
جلسۀ هشتم
انگیزۀ درونی در تعلیم‌وتربیت فرزندان اهمیت فراوان دارد و شکل‌گیری آن به برآیندی از ادراک‌های خودشایستگی و خودکنترلی نیازمند است. برانگیختگیِ فیزیولوژیک بر ادراک خودشایستگی اثر منفی می‌گذارد.
جلسۀ نهم
در فرایند خودشایستگی، گاه تجربه‌های دیگران را جانشین تجربه‌های خود می‌کنیم. تقویت یا تضعیف خودشایستگی به تجربیات ما درخصوص پیروزی یا شکست بستگی دارد. نوع ارزیابی عملکردهای فرزندان سبب می‌شود آنان به افرادی معطوف به خود یا معطوف به تکلیف تبدیل شوند.
جلسۀ دهم
نگرش انسانی به فرزند، موجب رشد و پیشرفت او می‌شود. فرد دارای رویکرد درونی باید باور داشته باشد که بر محیط اثر می‌گذارد تا انگیزۀ لازم برای انجام‌دادن کار موردنظر را به‌دست آورَد. درصورت تضعیف خودکنترلی، فرد به شبه‌کنترل روی می‌آورَد.